لینـــکدونی لاوترین از سراسر وب
مطلب ویژه سایت لاوترین
  • بعد از حذف نام خلیج فارس از نقشه گوگل تصمیم گرفتیم لوگوی طراحی شده به این منظور را در این بخش قرار دهیم تا دوستانی که میخواهن بتوانند از این لوگو استفاده کنند!

    این لوگو از طراحی های مدیریت لاوترین میباشد و مخصوص دارندگان سایت و وبلاگ ها میباشد!

    برای دریافت کد لوگو از قسمت ارشیو سایت بخش لوگو های ملی را انتخاب نمایید!

موضوعات
Category

  • اس ام اس
  • بیوگرافی
  • داستان
  • شعر
  • شعرهای فرخی یزدی
  • فال
  • قالب و لوگو
  • مطالب
  • گالری عکس
  • تبادل لینک
    Links
    ارشيو
    archive
    برترين مطالب
    Best Posts
    مطالب تصادفي
    Random Posts
    آخرین مطالب ارسالی
    Last Posts
    آخرين نظرات
    Last Comments
     ساحل گفته سلام .. خیلی تصا ویر زی ...
     موحده گفته خیلی خیلی قشنگ بود ...
     کمکی گفته سلام بهارجون امیدوارم ...
     کمکی گفته هرچقدر بیشتر ادامه بدین ...
     کمکی گفته سلام بهارجون امیدوارم ...
     مژی گفته زیبا بود ...
     پسر طهرونی گفته بیشتر این لوگو برای عرب ...
     آرمین گفته یه موضوعی هست که فکرمو ...
     مینا گفته تو رو خدا کمکم کنید ...
    آمار سایت
    Author
        افراد آنلاین در حال حاضر : 9
        بازدید کننده امروز سایت : 5999
        بازدید کننده دیروز سایت : 8357
        بازدید کنندگان این ماه : 73385
        تعداد مطالب سایت لاوترین : 975
        تعداد نظرات بازدید کنندگان : 3265
        خروجی فید امروز : 9
        ورودی از سایت گوگل در امروز : 449
        بازدید کل از زمان بارگذاری شمارنده : 1298410
        ارسال روزانه مطالب در لاوترین : 0.86
        میانگین نظرات روزانه : 2.88
        تبادل لينک با 15 سایت
    شعر عاشقانه - تاریخ ارسال : مرداد ۱۳م, ۱۳۸۹- بازدید نوشته : 154
        نویسنده :     ۴ نظر

    این عشق برای من هیچ نداشت

    اما….

    گلهای بالشم را ” باغبان ” خوبی بود

    اشک های هر شب من…!!!

    شعر عاشقانه

    در کوی تو مستانه … می افتم و می خیزم
    دلداده و دیوانه … می افتم و می خیزم
    من مست و پریشانم … می نالم و می مویم
    مدهوش ز پیمانه … می افتم و می خیزم
    تا آنکه تو را یابم …می گردم و می جویم
    سر بر در آن خانه … می افتم و می خیزم
    چو شمع شب عاشق … می سوزم و می گریم
    از عشق چو پروانه … می افتم و می خیزم
    گر دست دهد روزی … تا خاک رهت گردم
    در پای تو جانانه … می افتم و می خیزم
    گفتی که ز جان برخیز … در ملک عدم بنشین
    زینروست که مستانه … می افتم و می خیزم
    من مست قدح نوشم … از چشم تو مدهوشم
    سلانه به سلانه … می افتم و می خیزم
    دیوانه رویت من … چون گردم به کویت من
    ای دلبر فرزانه … می افتم و می خیزم
    بازای و گرنه می … هستی ز کفم گیرد
    اینسان که به میخانه … می افتم و می خیزم

    LOvetarin.com

    در من غم بیهودگیها می زند موج
    در تو غروری از توان من فزونتر
    در من نیازی می کشد پیوسته فریاد
    در توگریزی می گشاید هر زمان پر
    ای کاش در خاطر گُل ِ مهرت نمی رست
    ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت
    ای کاش دست روز و شب با تار و پودش
    از هر فریبی رشته عمرم نمی بافت
    اندیشه روز و شبم پیوسته این است
    «من برتو بستم دل ؟
    دریغ از دل که بستم
    افسوس بر من گوهر خود را فشاندم
    در پای بتهایی که باید می شکستم
    ای خاطرات مرا با خویشتن تنها گذارید
    در این غروب سرد درد انگیز پاییز
    با محنتی گنگ و غریبم واگذارید
    اینک دریغا آرزوی نقش بر آب
    اینک نهال عاشقی بی برگ و بی بَر
    در من
    غم بیهودگیها می زند موج
    در تو
    غروری از توان من فزونتر

    ..

    LOvetarin.com

    شعر عاشقانه در ادامه مطلب

    شعر عاشقانه

    ای غزل از تو رسیده! ای ترانه از تو جاری!

    ..

    مرهم عزیز و ناب همه ی زخمای کاری!
    پا بذار تو شب چشمام، با تو تازه می شه حرفام،
    این تویی که مثل اینه، من یاد من میاری!
    مث یه حرف نگفته، با منی! زیبای خفته!
    تا رسیدن به طلوعم، یه قدم فاصله داری!
    توی این چلّه ی یلدا، تو شدی شروع فردا،
    توی یخبسته گی باغ، صدای پای بهاری!
    دل ما وقفِ نگاهت، چشممون مونده به راهت،
    نه تو جادّه گرد خاکی، نه نشونی از سواری!
    تو که نازی مث آهو، بگو عطر خنده هات کو؟
    بیا که دیگه نمونده واسه دل صبر و قراری!
    بی تو سو نداره چشمام، بی تو می گیره نفس هام،
    واسه من مثل هوایی، خونه یی، شهر و دیاری!
    پل بزن به این شکسته، روزگار دستامو بسته،
    تو مث حکم رهایی از تو بندِ روزگاری!
    من یه سوزن بان پیرم، که دیگه جون نمی گیرم،
    تو مث خاطره های سوت آخرین قطاری!
    منو تو دلت نگه دار! دخترک! خدا نگهدار!
    شاید این ترانه از من، بشه تنها یادگاری!

    ..

    اگر تو بازنگردی
    قناریان قفس قاریان غمگین را
    که آب خواهد داد
    که دانه خواهد داد ؟
    اگر تو باز نگردی
    بهار رفته در این دشت برنمی گردد
    به روی شاخه گل غنچه ای نمی خندد
    و آن درخت خزان دیده تور سبزش را به سر نمی بندد
    اگر تو بازنگردی
    کبوتران محبت را
    شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد
    شکوفه های درختان باغ حیران را
    تگرگ خواهد زد
    اگر تو بازنگردی
    به طفل ساده خواهر که نام خوب تو را
    ز نام مادر خود بیشتر صدا زده است
    چگونه با چه زبانی به او توانم گفت
    که برنمی گردی
    و او که روی تو هرگز ندیده در عمرش
    دگر برای همیشه تو رانخواهد دید
    و نام خوب تو در ذهن کودک معصوم
    تصوری ست همیشه
    همیشه بی تصویر
    همیشه بی تعبیر
    اگر تو بازنگردی
    نهالهای جوان اسیر گلدان را
    کدام دست نوازشگر آب خواهد داد
    چه کس به جای تو آن پرده های توری را
    به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد
    اگر تو بازنگردی
    امید آمدنت را به گور خواهم برد
    و کس نمی داند
    که در فراق تو دیگر
    چگونه خواهم زیست
    چگونه خواهم مرد

    ..

    شعر عاشقانه «تو مهربان بودی» از دفتر شعر «از جدایی ها» حمید مصدق

    تو مهربان بودی
    ماجرا اما
    چه سخت تشنه جام محبت بودم
    سخن تمام نشد ختم ماجرا پیدا
    امید با تو نشستن
    تلاش بی ثمری بود
    چه کوشش شب و روزم
    سان شخم زدن روی سینه دریا
    و استغاقه به درگاهت
    گره به باد زدن
    و همچو کوفتن آب بود در هاون
    مرا رهاکردی ؟
    مرا به مسلخ سلاخان
    رها چرا کردی ؟
    مرا که رام تو بودم
    اسیر دام تو بودم
    گذشتم از تو و آن پر فریب شهر بزرگ
    کنون کنار کویرم
    کویر بی باران
    و مهربانی این مهربانترین یاران
    تو کاش از این مردم ز مردم کرمان
    به قدر یک ارزن
    وفا و خوبی را
    به وام بستانی
    که مثل مهر درخشان شهر بخشنده
    و همچو مردم این ملک مهربان باشی
    تو ای بلای دل من بلند بالایم
    تو ای برازنده
    تو ا بلندتر از سروها و افراها
    تو بر تمام بلندان باغ بالنده
    بر این اسیر به غربت گذر توانی کرد ؟
    بر این کویر نشین
    بر این ز مهر تو محروم
    نظر توانی کرد ؟

    ..

    هنگام رفتن
    در چشمان عشق نگریستن
    آنچنان مشتاق ماندنت می کند
    که پای رفتنت سست می شود
    ورفتن را مرگ می پنداری
    پس چشمانت را ببند
    وپا در جاده بگذار
    وهمیشه به یاد داشته باش
    گاهی وقت ها برای بودن
    باید رفت…

    ..

    بدرقه

    خداحافظ…
    آخرین کلامی که از تو شنیدم
    و باز قصه ی تلخ جاده و آن راه بلند…
    که تو را از خلوت من می ربود
    آسمان می گریست
    شیشه ها می گریستند
    ومن مبهوت رفتنت
    در پس شیشه های مه آلود
    بغض دردناکم را بلعیدم
    دیوانه وار خندیدم
    وتو را بدرقه کردم…

    LoVETARIN.COM

    عصر بارانی

    چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
    گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
    وامروز دوباره شکست
    تکه ای از شکسته های قلبم
    درآن گوشه ی پاییزی
    گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
    تا حرفهایم
    در بستری از بغض بخوابند
    کاش گفته بودم…
    کاش گفته بودم تو روزی بتی بودی
    که قلبم ستایشت می کرد
    دریغ از گوشه چشمی
    که همان، بت شکنم کرد
    وامروز…
    بخشایش عذرم
    مفهومی بی رنگ است
    گمشده در اعماق تاریک قلبم…

    LOvetarin.com

    با من باش

    گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
    من شکستم هر دو را
    گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
    به خاموشی مغرورانه ات
    شکستی تو مرا
    با تو گفتم
    از همه تنهایی ام، خستگی ام
    با تو گفتم تا بدانی
    با همه نا ی، بی ناجی ام
    تو، سکوتت خنجریست
    بر قلب من
    و حضورت، مرهمی
    بر زخم من
    پس، باش
    تا همیشه با من باش
    حتی اگر خاموشی…

    دلتنگی

    امشب بر شانه های دلم
    کوله باری سنگینی می کند
    کوله باری پُرِاز دلتنگی
    دلتنگی های کهنه و تازه
    یکی از سال های ویران، سخنی می گوید
    دیگری از ماه های خسته و رفته
    آن یکی از شب یلدایی که گذشت
    و یکی، از لحظه هایی که در بیهودگی ها
    غرق شد…
    دلم می شکند زیر بار این همه دلتنگی
    روحم ولی در پی دلتنگی ِ دیگر
    می گریزد از همه دلتنگی ها
    با پرهای شکسته باز سوی آسمان ها می رود
    می رود سوی ( ناشناختنی )
    شاید اینبار درآن اوج
    به معبودش رسد…

    LOvetarin.com

    غم ناگفته

    قلبم امشب
    از دردِ غمی
    به خودش می پیچد
    من به دنبال کلامی درذهن
    که بگویم
    چیست این غم
    و نمی یابم کلامی
    بارها پرسیدم از خود
    شعر گفتن ها را چه سود
    نه کسی می خواند
    نه کسی می شنود
    واگرهم که شنید
    تو بدان
    عمق کلامت را
    نمی فهمد…

    LOvetarin.com

    وقت رفتن…

    وقت رفتن، تو چشماش نگاه نکردم
    آسمون چشماشو ابری نکردم

    با یه قلب پاره پاره، برمی گشتم از دیارش
    به یاد اون گُل سرخی که می داد به دست یارش

    قلب من براش می تپید، اون ولی چیزی نمی گفت
    توی قلب ساده ی من، باز گُل عاشقی می شکفت

    توی دنیایی که داره، آسمون پر از ستاره اس
    من ولی دنیایی دارم، که شباش فقط خاطره اس

    خاطراتی پُرِاز عشق، پُرِ از شادی و خنده
    همه لحظه های نابی که دیگه برنمی گرده

    همه واژه های این شعر بمونه به یادگاری
    شاید یک روزی شقایق، بخونه برای یاری

    شعر و متن عاشقانه LOvetarin.com

    اگه یه نامه باشم
    پر از پیامای خوب
    کاشکی جوابم تو باشی
    اگه یه عابر باشم
    اسیر طوفان شن
    کاشکی سرابم تو باشی
    پر از گناهم اگر رها شده بی خبر
    کاشکی گناهم تو باشی
    اگر تمام تنم
    دو چشم خسته باشه
    کاشکی نگاهم تو باشی
    تو در من تب خوندنی تب تند و فریاد
    تو اصلا تمام منی ، یه سایه ی همسفر ، یه همزاد
    تولد یک صدا یه فریاد
    سکوت من شیشه ای صدای تو موندنی
    در من ، طلوع صدایی
    تو مثل گل ساده ای نجیب و آزاده ای
    اسمت ، صدای رهایی
    صدای من رفتنی
    صدای ما موندنی
    مثل صدای همیشه
    تو مثل گل ساده ای
    نجیب و آزاده ای
    حرفی ، برای همیشه

    این مطلب را به اشتراک بگذارید:
    balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

    مطالب مرتبط با موضوع این پست..!



    1. ناشناس می‌گه:

      [gerie] [gerie] [gerie] [khab] [khaste] [khndan] [mabhot] [narahat] [narahat] [not LOve] [LOve] [LOve] [LOve] [LOve] [LOve] [khab] [khab] [khab] [time] [time] [time] [doa] [bye] [bye] [bye] [bye] [boghz] [esteres]

    2. رزا می‌گه:

      عشق صدای فاصله هاست،فاصله هایی که غرق ابهامند،همیشه عاشق تنهاست [ashegh] خیلی عالین