لینـــکدونی لاوترین از سراسر وب
مطلب ویژه سایت لاوترین
  • بعد از حذف نام خلیج فارس از نقشه گوگل تصمیم گرفتیم لوگوی طراحی شده به این منظور را در این بخش قرار دهیم تا دوستانی که میخواهن بتوانند از این لوگو استفاده کنند!

    این لوگو از طراحی های مدیریت لاوترین میباشد و مخصوص دارندگان سایت و وبلاگ ها میباشد!

    برای دریافت کد لوگو از قسمت ارشیو سایت بخش لوگو های ملی را انتخاب نمایید!

موضوعات
Category

  • اس ام اس
  • بیوگرافی
  • داستان
  • شعر
  • شعرهای فرخی یزدی
  • فال
  • قالب و لوگو
  • مطالب
  • گالری عکس
  • تبادل لینک
    Links
    ارشيو
    archive
    برترين مطالب
    Best Posts
    مطالب تصادفي
    Random Posts
    آخرین مطالب ارسالی
    Last Posts
    آخرين نظرات
    Last Comments
     ساحل گفته راستش من موا فقم با پسر ...
     الی گفته عشقی که بعدازازدواج به ...
     الی گفته ازشخصیتت متنفرم قیافه ا ...
     صنم گفته ببخشید من چطور میتونم د ...
     nazin گفته سلام خیلی جالب بود مرسی ...
     اشرف گفته سلام سه ساله بایه پسری ...
     بهار گفته سلام کمکی جون ازت ممنون ...
     وروجك گفته خوب بود ............... ...
     کمکی گفته متوجه نمیشم چی شد؟ چه ک ...
    آمار سایت
    Author
        افراد آنلاین در حال حاضر : 10
        بازدید کننده امروز سایت : 6269
        بازدید کننده دیروز سایت : 8771
        بازدید کنندگان این ماه : 77508
        تعداد مطالب سایت لاوترین : 975
        تعداد نظرات بازدید کنندگان : 3274
        خروجی فید امروز : 29
        ورودی از سایت گوگل در امروز : 447
        بازدید کل از زمان بارگذاری شمارنده : 1302533
        ارسال روزانه مطالب در لاوترین : 0.86
        میانگین نظرات روزانه : 2.89
        تبادل لينک با 15 سایت
    داستان مادر - تاریخ ارسال : مرداد ۱۹م, ۱۳۸۹- بازدید نوشته : 106
        نویسنده :     یک نظر

    داستان کوتاه مادر

    WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN

    وقتی خیس از باران به خانه رسیدم
    BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”

    برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
    SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”

    خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
    DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.

    پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوج خواهی شد
    BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”

    اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت
    “STUPID RAIN”

    باران احمق
    THAT’S MOM!!!

    این مطلب را به اشتراک بگذارید:
    balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious

    مطالب مرتبط با موضوع این پست..!

    برچسب ها :