لینـــکدونی لاوترین از سراسر وب
|
مطلب ویژه سایت لاوترین
|
- رباعیات خیام
- شعر عاشقانه
- شعرهای آتشی
- شعرهای امین پور
- شعرهای انوری
- شعرهای بهبهانی
- شعرهای بهمنی
- شعرهای سنائی
- شعرهای شاملو
- شعرهای شهریار
- شعرهای عبید زاکانی
- شعرهای فروغ
- شعرهای مصدق
- شعرهای منزوی
- شعرهای مولوی
- شعرهای کسرایی
- غزلیات بافقی
- غزلیات حافظ
- غزلیات خاقانی
- غزلیات سعدی
- غزلیات عراقی
- غزلیات عطار
- غزلیات محتشم
- غزلیات کرمانی
- خرداد ۱۳۹۱
- اردیبهشت ۱۳۹۱
- فروردین ۱۳۹۱
- اسفند ۱۳۹۰
- بهمن ۱۳۹۰
- دی ۱۳۹۰
- آذر ۱۳۹۰
- آبان ۱۳۹۰
- مهر ۱۳۹۰
- شهریور ۱۳۹۰
- تیر ۱۳۹۰
- خرداد ۱۳۹۰
- اردیبهشت ۱۳۹۰
- فروردین ۱۳۹۰
- اسفند ۱۳۸۹
- بهمن ۱۳۸۹
- آذر ۱۳۸۹
- آبان ۱۳۸۹
- مهر ۱۳۸۹
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- پست ثابت: LOvetarin
- چگونه شوهر یا دوست خود را حفظ کنیم؟
- شاهرخ استخری
- تعیین زمان مرگ
- اس ام اس نامردی
- شعرهای کوتاه عاشقانه
- بانک بهترین sMs لاوترین
- علائم خیانت همسران
- تست بسیار جالب
- عکس غمگین
- فال بوسه
- تبادل لینک
- پوستر عاشقانه
- تفاوت ازدواج در ایران و اروپا
- ارسال عکس و یا مطلب برای ما
- جملات فلسفی
- عکس قلب رمانتیک
- ازدواج با یک دختر سرطانی در لحظه های آخر زندگی
- قالب بلاگفا دخترانه
- عکس کودک
- شرکت مزدا برگرفته از اهورامزدا
- کره شمالی
- عکس عاشقانه
- jenifer lopez
- داستان واقعی محمد و عشقش ارسالی برای سایت لاوترین!
- عکس عشقولانه
- داستان عاشقانه و غمگین “اثبات عشق”
- عکس عاشقانه
- عکس جدایی
- طالع بینی ازدواج
- عاقبت کار کردن زنان در کنار مردان
- اس ام اس زناشویی
- عکس عروس
- عکس غمگین
- زنی که ۲۳ بار ازدواج کرده در جستجوی 24مین عشق خود
- فرشته
- گریه کردن یک دختر بچه افغانی هنگان ازدواج اجباری
- کاریکاتور مبارزه با بد حجابی
- عکس موبایل جدید
- جلوگیری از خودکشی
کارت پستال عاشقانه
داستان کوتاه جشن فرخنده
گردهمایی رانندگان زن
داستان عاشقانه و غمگین “اثبات عشق”
پشت پرده زندگی بهروز وثوقی
۷ مـشـکـل غـذایـی، ۷ راه حـل آسـان
عکس موبایل جدید
محمد علیزاده
عکس موبایل
۱۰ راز جاذبه که خانم ها می دانند ولی آقایون نه!
شعر های فرزاد حسنی
لوگو تراکتور سازی
بانک بهترین sMs لاوترین
قیصر امین پور
شعر انگلیسی
فردریش نیچه
sms LOve
از بین بردن چربی های مزاحم
بزرگترین گورستان نظامی جهان
sms english and persian
- داستان های جالب
- توصیه طلایی و جالب برای متولدین هرماه
- نکاتی درباره: چه رنگی به شما میآید؟
- روش هایی برای نه گفتن به همسرتان
- عکس شعبان بیمخ مقابل منزل دکترمصدق
- لذت بردن از زندگی مشترک
- جملات عاشقانه به صورت تصادفی مخصوص وبلاگ
- جوک و اس ام اس خنده دار خرداد ماه ۹۱
- ضربالمثل: دست از کاری شستن
- تابلو نقاشی: برج بابل
- اختصاصی لاوترین: تست روانشناسی! بلند پروازی تا چه حد؟
- اس ام اس فلسفی خرداد ماه ۹۱
- قوانین عجیب ولی واقعی
- نشانه های یک مرد ایده آل
- داستان واقعی: مادرم با ازدواجمان مخالف بود
- داشتن تناسب اندام در مجلس عروسی
- مسجدی که نماز خواندن در آن ممنوع است
- چند ترفند کاربردی در موفقیت شغلی
- ده فایده شگفت انگیز لبخند زدن
- داستان کوتاه: از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم!
- چرا عشق در برخی روابط تدریجاً محو میشود؟
- عاشقانه ترین و رمانتیک ترین تونل سبز جهان
- ۳۴ درصد تهرانیها اختلالات روانی دارند
- عکس هایی زیبا: دشت شقایق استان گلستان
- دوبیتی های عاشقانه
- نقاشی: گالری علوفه
- پنجره ای در بیمارستان
- با چه نوع غذاهایی کلسترول را کنترل کنیم؟
- چطور اختلافات باهمسرتان راحل و فصل کنید
- خوش لباس ترین زن سال ۲۰۱۲+ عکس
- فرمول ۱۰۰۰ ساله ژاپنیها برای زندگی سالم تر
- نامه ای به خدا
- میخواهم همانقدر که عشق می ورزم،به من عشق بورزد!! اما…
- ضرب المثل: دست به آسمان برداشتن
- تست روانشناسی: چگونه حمام میروید
- نکاتی برای روشنایی اتاق هایتان
- اس ام اس روز مادر
- داستان یک تصادف عجیب
- جیغ: گرانترین نقاشی جهان
- واقعی: شکلک درآوردن زنان و دختران وحشتناک قاجاری!
- ماجرای عجیب ازدواج یک زن زیبای انگلیسی با مرد صحرا نشین عرب
- عجیب ترین ترس های دنیا
- دلایل شایع ریزش مو
- تبریک روز مادر و روز زن
- استحکام عشق با ۴ روش جالب و حذاب
- تصاویر اسرار آمیزترین دست نوشته تاریخ
- عکس فانتزی برای زمینه کامپیوتر
- ضرب المثل: ناز شست
- مشهورترین جسد جنگ جهانی دوم + عکس
- تست روانشناسی کاملا علمی و واقعی
افراد آنلاین در حال حاضر : 8
بازدید کننده امروز سایت : 6959
بازدید کننده دیروز سایت : 8771
بازدید کنندگان این ماه : 77749
تعداد مطالب سایت لاوترین : 975
تعداد نظرات بازدید کنندگان : 3274
خروجی فید امروز : 29
ورودی از سایت گوگل در امروز : 500
بازدید کل از زمان بارگذاری شمارنده : 1302774
ارسال روزانه مطالب در لاوترین : 0.86
میانگین نظرات روزانه : 2.89
تبادل لينک با 15 سایت|
عنوان سایت
متن تبلیغ شما ماهانه 5.000 تومان |
داستان جالب نهایت بخشندگی
www.LOvetarin.com
..
روزی روزگاری درختی بود ….
و پسر کوچولویی را دوست می داشت .
پسرک هر روز می آمد
برگ هایش را جمع می کرد
از آن ها تاج می ساخت و شاه جنگل می شد .
از تنه اش بالا می رفت
از شاخه هایش آویزان می شد و تاب می خورد
و سیب می خورد
با هم قایم باشک بازی می کردند .
پسرک هر وقت خسته می شد زیر سایه اش می خوابید .
او درخت را خیلی دوست می داشت
خیلی زیاد
و در خت خوشحال بود
اما زمان می گذشت
پسرک بزرگ می شد
و درخت اغلب تنها بود
تا یک روز پسرک نزد درخت آمد
درخت گفت : « بیا پسر ، ازتنه ام بالا بیا و با شاخه هایم تاب بخور ،
سیب بخور و در سایه ام بازی کن و خوشحال باش . »
..
برای خواندن داستان برو به ادامه مطلب
www.LOvetarin.com
پسرک گفت : « من دیگر بزرگ شده ام ، بالا رفتن و بازی کردن کار من نیست .
می خواهم چیزی بخرم و سرگرمی داشته باشم .
من به پول احتیاج دارم
می توانی کمی پول به من بدهی ؟
درخت گفت : « متاسفم ، من پولی ندارم »
من تنها برگ و سیب دارم .
سیبهایم را به شهر ببر بفروش
آن وقت پول خواهی داشت و خوشحال خواهی شد .
پسرک از درخت بالا رفت
سیب ها را چید و برداشت و رفت .
درخت خوشحال شد .
اما پسر ک دیگر تا مدتها بازنگشت …
و درخت غمگین بود
تا یک روز پسرک برگشت
درخت از شادی تکان خورد
و گفت : « بیا پسر ، از تنه ام بالا بیا با شاخه هایم تاب بخور و خو شحال باش »
پسرک گفت : « آن قدر گرفتارم که فرصت بالا رفتن از درخت را ندارم ،
زن و بچه می خواهم
و به خانه احتیاج دارم
می توانی به من خانه بدهی ؟
درخت گفت : « من خانه ای ندارم
خانه من جنگل است .
ولی تو می توانی شاخه هایم را ببری
و برای خود خانه ای بسازی
و خوشحال باشی . »
آن وقت پسرک شاخه هایش را برید و برد تا برای خود خانه ای بسازد
و درخت خوشحال بود
اما پسرک دیگر تا مدتها بازنگشت
و وقتی برگشت ، درخت چنان خوشحال شد که زبانش بند آمد
با این حال به زحمت زمزمه کنان گفت :
« بیا پسر ، بیا و بازی کن »
پسرک گفت : دیگر آن قدر پیر و افسرده شده ام که نمی توانم بازی کنم .
قایقی می خوانم که مرا از اینجا ببرد به جایی دور می توانی به من قایق بدهی ؟
درخت گفت : تنه ام را قطع کن و برای خود قایقی بساز
آن وقت می توانی با قایقت از اینجا دور شوی
و خوشحال باشی .
پسر تنه درخت را قطع کرد
قایقی ساخت و سوار بر آن از آنجا دور شد .
و درخت خوشحال بود
پس از زمانی دراز پسرک بار دیگر بازگشت ، خسته ، تنها و غمگین
درخت پرسید : چرا غمگینی ؟ ای کاش میتوانستم کمکت کنم
اما دیگر نه سیب دارم ، نه شاخه ، حتی سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو
پسر گفت : خسته ام از این زندگی ، بسیار خسته و تنهام
و فقط نیازمند با تو بودن هستم ، آیا میتوانم کنارت بنشینم ؟
درخت خوشحال شد و پسرک پیر کنار درخت نشست و در کنار هم زندگی کردند
و سالیان سال در غم و شادی ادامه زندگی دادند …
..
اکثر ما شبیه پسرک داستان هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم
www.LOvetarin.com


khili ziba bod