لینـــکدونی لاوترین از سراسر وب
مطلب ویژه سایت لاوترین
  • بعد از حذف نام خلیج فارس از نقشه گوگل تصمیم گرفتیم لوگوی طراحی شده به این منظور را در این بخش قرار دهیم تا دوستانی که میخواهن بتوانند از این لوگو استفاده کنند!

    این لوگو از طراحی های مدیریت لاوترین میباشد و مخصوص دارندگان سایت و وبلاگ ها میباشد!

    برای دریافت کد لوگو از قسمت ارشیو سایت بخش لوگو های ملی را انتخاب نمایید!

موضوعات
Category

  • اس ام اس
  • بیوگرافی
  • داستان
  • شعر
  • شعرهای فرخی یزدی
  • فال
  • قالب و لوگو
  • مطالب
  • گالری عکس
  • تبادل لینک
    Links
    ارشيو
    archive
    برترين مطالب
    Best Posts
    مطالب تصادفي
    Random Posts
    آخرین مطالب ارسالی
    Last Posts
    آخرين نظرات
    Last Comments
     کمکی گفته میخواهم همانقدر که عشق ...
     ساحل گفته راستش من موا فقم با پسر ...
     الی گفته عشقی که بعدازازدواج به ...
     الی گفته ازشخصیتت متنفرم قیافه ا ...
     صنم گفته ببخشید من چطور میتونم د ...
     nazin گفته سلام خیلی جالب بود مرسی ...
     اشرف گفته سلام سه ساله بایه پسری ...
     بهار گفته سلام کمکی جون ازت ممنون ...
     وروجك گفته خوب بود ............... ...
    آمار سایت
    Author
        افراد آنلاین در حال حاضر : 9
        بازدید کننده امروز سایت : 7644
        بازدید کننده دیروز سایت : 8771
        بازدید کنندگان این ماه : 78040
        تعداد مطالب سایت لاوترین : 975
        تعداد نظرات بازدید کنندگان : 3275
        خروجی فید امروز : 29
        ورودی از سایت گوگل در امروز : 566
        بازدید کل از زمان بارگذاری شمارنده : 1303065
        ارسال روزانه مطالب در لاوترین : 0.86
        میانگین نظرات روزانه : 2.89
        تبادل لينک با 15 سایت
    جملات دکتر شریعتی - تاریخ ارسال : بهمن ۲۳م, ۱۳۹۰- بازدید نوشته : 384
        نویسنده :     بدون نظر

    گزیده ای از جملات طلایی دکتر شریعتی

    www.LOvetarin.org : لاوترین را به دوستان خود معرفی کنید

    ..

    www.LOvetarin.org دکتر علی شریعتی

        · من تو را دوست دارم.. دیگری تو را دوست دارد.. دیگری دیگری را دوست دارد.. و این چنین است که ما تنهاییم..

    · وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

    · دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

    · اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

    · اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

    · وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

    · اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

    دکتر علی شریعتی

    “… دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیش‌تر از غریزه آب می‌خورد و هر‌چه از غریزه سرزند بی‌ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و‌ تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد…”

    (مجموعه آثار ۱۳ / هبوط در کویر / ص ۳۲۷)

    “… عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد. اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست…”

    مجموعه آثار ۱۳ / هبوط در کویر

    “… علی‌ گفته‌ است‌ که‌: “گروهی‌ بهشت‌ می‌جویند، اینان‌ سود‌جویان‌اند و طماع‌، گروهی‌ از دوزخ‌ بیم‌ دارند و اینان‌ عاجزند و ترسو، و گروهی‌ بی‌طمع‌ بهشت‌ و بی‌بیم‌ دوزخ‌اش‌ می‌خواهند عشق‌ بورزند، و اینان‌ آزادگان‌اند و آزاد”. عشق‌ چرا؟ عشق‌ تنها کار بی‌چرای‌ عالم‌ است‌، چه‌، آفرینش‌ بدان‌ پایان‌ می‌گیرد، نقش‌ مقصود در کارگاه‌ هستی‌ اوست‌. او یک‌ فعل‌ بی‌برای‌ است‌. غایت‌ همه‌ غایات‌ عالم‌ “برای‌” نمی‌تواند داشت‌…”

    ..

    برای دیدن جملات زیبای دکتر شریعتی برو به ادامه مطلب

    www.LOvetarin.org

    مجموعه آثار ۳۳ / گفتگوهای تنهائی / ص۱۸
    “… آری‌، در این‌ بازار، سوداگری‌ را شیوه‌ای‌ دیگر است‌، و کسی‌ فهم‌ کند که‌ سودازده‌ باشد و گرفتار موج‌ سودا، که‌ همسایه‌ی‌ دیوار به‌ دیوار جنون‌ است‌! و چه‌ می‌گویم‌؟ جنون همسایه آرام و عاقل این دیوانه‌ی ناآرام خطرناک است که در کوه خاره می‌افتد و مثل موم‌ نرم‌اش‌ می‌کند، و در برج‌ پولاد می‌گیرد و شمع‌ بیزارش‌ می‌سازد. و وای‌ که‌ چه‌ شورانگیز و عظیم‌ است‌ عشق‌ و ایمان‌! و دریغ‌ که‌ فهم‌های‌ خو کرده‌ به‌ اندک‌ها و آلوده‌ به‌ پلیدی‌ها، آن‌ را به‌ زن‌ و هوس‌ و پستی‌ شهوت‌ و پلیدی‌ زر و دنائت‌ زور و… و بالاخره‌ به‌ دنیا و به‌ زندگی‌اش‌ آغشته‌اند! و دریغ‌! و دریغ‌ که‌ کسی‌ در همه‌‌ی عالم‌ نمی‌داند که چه می‌گویم؟ که این عشق که در من افتاده است نه از آنهاست که آدمیان می‌شناسند. که‌ آدمیان‌ عشق‌ خدا را می‌شناسند و عشق‌ زن‌ را و عشق‌ زر را و عشق‌ جاه‌ را و از این‌گونه‌… و آنچه با من است، نه، آنچه من‌ با اویم‌، با این‌ رنگ‌ها بیگانه‌ است‌، عشقی‌ است‌ به‌ معشوقی‌ که‌ از آدمیان‌ است‌… اما… افسوس‌ که‌… نیست‌!

    معشوق‌ من‌ چنان‌ لطیف‌ است‌ که‌ خود را به‌ “بودن‌” نیالوده‌ است،‌ که‌ اگر جامه‌ی‌ وجود بر تن‌ می‌کرد، نه‌ معشوق‌ من‌ بود.

    معشوق‌ من‌، رزاس من‌، موعود بکت‌، “گودو”‌ی بکت‌ است‌، منتظری‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ نمی‌رسد! انتظاری‌ که‌ همواره‌ پس‌ از مرگ‌ پایان‌ می‌گیرد، چنان‌ که‌ این‌ عشق‌ نیز… هم‌!…”

    مجموعه آثار ۳۳ / گفتگوهای تنهائی / ص ۲۱

    عشق و ایمان در اوج پروازش از سطح ستایشها میگذرد و معشوق در انتهای صعودش در چشم عاشق سراپا غرقه سرزنش میشود و این هنگامی است که دوست استحقاق بخشوده شدنش را در چشم دوست از دست میدهد.
    دکترعلی شریعتی / مجموعه آثار ۲۱ / زن / ص۱۴۹

    دلی که از شرکت در رنج و غم دوست غذا می‌گیرد عشقی می‌پروراند که از آنچه با خوشبختی و لذتی که از دوست می‌برد پدید می‌آید بسیار عمیق‌تر و پر اخلاص‌تر است.
    دکترعلی شریعتی / مجموعه آثار ۲۱ / زن / ص۱۷۷

    “… اگر عشق را بخواهند با حرکت بیان کنند ، این حرکت چگونه است ؟ پروانه از دیرباز به ما آموخته است.کعبه،نقطه عشق است و تو یک نقطه پرگاری و در این دایره سرگردان!…”
    مجموعه آثار ۶ / حج / ص ۷۴

    “…عشق نیرو و حرارتی است که از کالری‌ها و پروتئینی که وارد بدن من می‌شود زائیده نمی‌شود. یک منبع نمی‌دانمی‌دارد که تمام وجود مرا ملتهب می‌کند و می‌گدازد و حتی به نفی خویش وادار می‌کند…”
    مجموعه آثار ۲/ خودسازی انقلابی / ص۸۳
    “…اگر عشق از انسان گرفته شود، وی به صورت یک موجود منفرد و منجمدی در می‌آید که فقط به درد دستگاه‌های تولیدی می‌خورد…”
    مجموعه آثار ۲/ خودسازی انقلابی / ص۸۳
    “…عشق، مرگ و شکست… در زیر این ضربات است که انسان گاه برای نخستین بار نگاههایش که همواره در غیرخود و بیرون از خود مشغول است به خود بازمی‌گردد…”
    مجموعه آثار ۲/ خودسازی انقلابی / ص۱۵۶
    “…کسی که عشق را نفهمد اگر هم به میزانی قدرت علمی‌اش قوی بشود، که زندانبان طبیعت گردد و حتی طبیعت را اسیر خودش کند باز به اندازه یک حیوان اسیر خودش خواهد بود…”
    مجموعه آثار ۸ / نیایش / ص۱۵۴
    “…مگر نه عشق تنها با اشک سخن می‌گوید ؟…”

    مجموعه آثار ۸ / نیایش / ص۱۲۰
    ..

    آفتاب من نه در مشرق است نه در مغرب. در مشرق نیست؛زیرا سالهاست که از طلوعش گذشته است. از افق دور شده است. به اوج آسمان آمده است. در مغرب نیز نیست. او اهل غروب نیست. او خورشید بی غروب من است.

    فداکاری را همواره باید پنهان داشت؛ نه تنها از دیگری، بلکه از خود، تا خود هم آن را به یاد نیاوری، به آن نیندیشی.

    من شکست نمی خورم. ایمان و دوست داشتن رویین تنم کرده اند.

    ———-

    انسان به میزان بر خورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست

    بلکه درست به خاطر نیازهایی که در خویش احساس میکند انسان است

    هر کسی به میزانی انسان تر است

    که نیازهای کامل تر ومتعال تر و متکامل تر دارد

    ادم های اندک نیاز های اندک دارند

    ادم های بزرگ نیازهای بزرگ

    باید انسان بودن پاک بودن مسئول بودن

    و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن

    وظیفه باشد

    بالاتر از ان صفت ادمی باشد

    باز هم بالاتر

    وجود ادمی باشد

    —————–

    هیچ گاه کسی را دوست نداشته باش، چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون می کشاند هر گاه کسی را دوست داشتی رهایش کن. اگر به سویت باز نگشت بدان که از اول هم مال تو نبوده است.

    او نیست
    دلی که از بی کسی غمگین است،

    هر کسی را می تواند تحمل کند،

    هیچ کس بد نیست.

    دلی که در بی اویی مانده است،

    برق هر نگاهی جانش را می خراشد.

    ..

    www.LOvetarin.org

    ..
    هرگز نمی نالم
    نه ، من هرگز نمی نالم .
    قرن ها نالیدن بس است .

    می خواهم فریاد کنم .

    اگر نتوانستم ، سکوت می کنم .

    خاموش مردن بهتر از نالیدن است .

    ———
    غم .

    ——————————————————————————–

    چه دشوار شده است دم زدن !
    در این جا که هر درختی مرا قامت تفنگی است

    و …

    ” صدای هر گامی غم !

    غم !”

    ..

    www.LOvetarin.org

    ..

    تنهایی ، آزادی
    من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام .

    عشق به آزادی ، سختی جان دادن را بر من هموار می سازد .

    عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است .

    آزادی معبود من است .

    به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است .

    هر دردی بی درد است .

    هر زندانی رهایی است .

    هر جهادی آسودگی است .

    هر مرگی حیات است .

    مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم .

    پس چرا از فردا می ترسم .

    من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!

    ..

    www.LOvetarin.org

    ..

    حرف های نگفتنی
    حرف هایی هست برای نگفتن

    و ارزش عمیق هرکسی

    به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد .

    و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن

    و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی

    که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم

    و جلدش را به صاحبش پس دهم

    و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم

    و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت .

    ————–
    وقتی که هیچ نداری

    وقتی که دست هایت

    ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری ،

    حتی بی هیچ حسرتی ،

    دیگر چه بیم آن که تو را آفتاب و ماه ننوازند ؟

    وقتی میعادی نباشد ، رفتن چرا ؟

    ————–

    روزی از روزها ،

    شبی از شب ها ،

    خواهم افتاد و خواهم مرد ،

    اما می خواهم هر چه بیشتر بروم .

    تا هرچه دورتر بیفتم ،

    تا هرچه دیرتر بیفتم ،

    هرچه دیرتر و دورتر بمیرم .

    نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،

    پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ،

    افتاده باشم و جان داده باشم ،

    همین .

    —————-

    هنگامی که به دنیا می آیی همه می خندند در حالی که تو می گریی ،

    پس ای عزیز زندگیت را چنان بگذران که در روز مرگ در حالی که همه می گریند

    تو تنها کسی باشی که می خندی .

    ———

    ——————————————————————————–

    وقتی…
    وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .

    وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .

    وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .

    وقتی او تمام کرد من شروع کردم .

    وقتی او تمام شد من آغاز شدم .

    و چه سخت است .

    تنها متولد شدن

    مثل تنها زندگی کردن است ،

    مثل تنها مردن !

    ..
    www.LOvetarin.org

    این مطلب را به اشتراک بگذارید:
    balatarin cloob viwio Donbaleh Twitter Facebook Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious