لینـــکدونی لاوترین از سراسر وب
مطلب ویژه سایت لاوترین
  • بعد از حذف نام خلیج فارس از نقشه گوگل تصمیم گرفتیم لوگوی طراحی شده به این منظور را در این بخش قرار دهیم تا دوستانی که میخواهن بتوانند از این لوگو استفاده کنند!

    این لوگو از طراحی های مدیریت لاوترین میباشد و مخصوص دارندگان سایت و وبلاگ ها میباشد!

    برای دریافت کد لوگو از قسمت ارشیو سایت بخش لوگو های ملی را انتخاب نمایید!

موضوعات
Category

  • اس ام اس
  • بیوگرافی
  • داستان
  • شعر
  • شعرهای فرخی یزدی
  • فال
  • قالب و لوگو
  • مطالب
  • گالری عکس
  • تبادل لینک
    Links
    ارشيو
    archive
    برترين مطالب
    Best Posts
    مطالب تصادفي
    Random Posts
    آخرین مطالب ارسالی
    Last Posts
    آخرين نظرات
    Last Comments
     reyhaneh گفته bacheha mamnoon man ye ...
     یاس گفته صنم خانم بهت پیشنهاد می ...
     ساحل گفته من تقریبا مثل نرگسم نمی ...
     کمکی گفته میخواهم همانقدر که عشق ...
     ساحل گفته راستش من موا فقم با پسر ...
     الی گفته عشقی که بعدازازدواج به ...
     الی گفته ازشخصیتت متنفرم قیافه ا ...
     صنم گفته ببخشید من چطور میتونم د ...
     nazin گفته سلام خیلی جالب بود مرسی ...
    آمار سایت
    Author
        افراد آنلاین در حال حاضر : 12
        بازدید کننده امروز سایت : 2801
        بازدید کننده دیروز سایت : 8534
        بازدید کنندگان این ماه : 80182
        تعداد مطالب سایت لاوترین : 975
        تعداد نظرات بازدید کنندگان : 3278
        خروجی فید امروز : 3
        ورودی از سایت گوگل در امروز : 217
        بازدید کل از زمان بارگذاری شمارنده : 1305207
        ارسال روزانه مطالب در لاوترین : 0.86
        میانگین نظرات روزانه : 2.89
        تبادل لينک با 15 سایت
    موضوع : شعرهای شهریار
       تاریخ ارسال : بهمن ۱۰م, ۱۳۹۰ بدون نظر

    گزیده ای از اشعار محمد حسین شهریار

    www.LOvetarin.org

    ..

    1
    در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
    عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
    با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
    بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
    دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
    صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
    پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
    عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
    خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
    شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
    باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
    جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
    سروی شدم به دولت آزادگی که سر
    با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
    دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
    لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
    هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
    ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم
    لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی
    تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
    ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
    این کار تست من همه جور تو می‌کشم

    ۲
    شمعی فروخت چهره که پروانه‌ی تو بود
    عقلی درید پرده که دیوانه‌ی تو بود
    خم فلک که چون مه و مهرش پیاله‌هاست
    خود جرعه نوش گردش پیمانه‌ی تو بود
    پیرخرد که منع جوانان کند ز می
    تابود خود سبو کش میخانه‌ی تو بود
    خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر
    ته سفره خوار ریزش انبانه‌ی تو بود
    تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل
    هر جا گذشت جلوه‌ی جانانه‌ی تو بود
    دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو
    مرغان باغ را به لب افسانه‌ی تو بود
    هدهد گرفت رشته‌ی صحبت به دلکشی
    بازش سخن ز زلف تو و شانه‌ی تو بود
    برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک
    کورا هوای دام تو و دانه‌ی تو بود
    بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز
    هر چند آشنا همه بیگانه‌ی تو بود
    همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار
    تا بانک صبح ناله‌ی مستانه‌ی تو بود

    ۳
    شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست
    روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست
    متن خبر که یک قلم بی‌تو سیاه شد جهان
    حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست
    چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم
    اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست
    نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی
    لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
    ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
    قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست
    لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
    چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست
    غفلت کائنات را جنبش سایه‌ها همه
    سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست
    از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند
    این هم اگر چه شکوه‌ی شحنه به شاه کردنست
    عهد تو (سایه) و (صبا) گو بشکن که راه من
    رو به حریم کعبه‌ی “لطف آله” کردنست
    گاه به گاه پرسشی کن که زکوة زندگی
    پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست
    بوسه‌ی تو به کام من کوه نورد تشنه را
    کوزه‌ی آب زندگی توشه راه کردنست
    خود برسان به شهریار ایکه درین محیط غم
    بی‌تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست
    ..

    برای دیدن اشعار شهریار برو به ادامه مطلب

    www.LOvetarin.org

    more مشاهده ی ادامه ی مطلب محمد حسین شهریار