لینـــکدونی لاوترین از سراسر وب
مطلب ویژه سایت لاوترین
  • بعد از حذف نام خلیج فارس از نقشه گوگل تصمیم گرفتیم لوگوی طراحی شده به این منظور را در این بخش قرار دهیم تا دوستانی که میخواهن بتوانند از این لوگو استفاده کنند!

    این لوگو از طراحی های مدیریت لاوترین میباشد و مخصوص دارندگان سایت و وبلاگ ها میباشد!

    برای دریافت کد لوگو از قسمت ارشیو سایت بخش لوگو های ملی را انتخاب نمایید!

موضوعات
Category

  • اس ام اس
  • بیوگرافی
  • داستان
  • شعر
  • شعرهای فرخی یزدی
  • فال
  • قالب و لوگو
  • مطالب
  • گالری عکس
  • تبادل لینک
    Links
    ارشيو
    archive
    برترين مطالب
    Best Posts
    مطالب تصادفي
    Random Posts
    آخرین مطالب ارسالی
    Last Posts
    آخرين نظرات
    Last Comments
     Nahal گفته be in migan zendgi es ...
     Nahal گفته Sarkar khanom gerami me ...
     reyhaneh گفته bacheha mamnoon man ye ...
     یاس گفته صنم خانم بهت پیشنهاد می ...
     ساحل گفته من تقریبا مثل نرگسم نمی ...
     کمکی گفته میخواهم همانقدر که عشق ...
     ساحل گفته راستش من موا فقم با پسر ...
     الی گفته عشقی که بعدازازدواج به ...
     الی گفته ازشخصیتت متنفرم قیافه ا ...
    آمار سایت
    Author
        افراد آنلاین در حال حاضر : 22
        بازدید کننده امروز سایت : 3862
        بازدید کننده دیروز سایت : 8534
        بازدید کنندگان این ماه : 80497
        تعداد مطالب سایت لاوترین : 975
        تعداد نظرات بازدید کنندگان : 3280
        خروجی فید امروز : 4
        ورودی از سایت گوگل در امروز : 312
        بازدید کل از زمان بارگذاری شمارنده : 1305522
        ارسال روزانه مطالب در لاوترین : 0.86
        میانگین نظرات روزانه : 2.89
        تبادل لينک با 15 سایت
    موضوع : عاشقانه
       تاریخ ارسال : فروردین ۸م, ۱۳۹۱ بدون نظر

    اس ام اس عاشقانه زیبا

    www.LOvetarin.org

    ..

    غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

    رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم

    .

    .

    .

    پیامک عاشقانه

    آرزو دارم بهاران مال تو / شاخه های یاس خندان مال تو

    آن خداوندی که دنیا آفرید / تا ابد همراه و پشتیبان تو  . . .

    .

    .

    .

    ..

    هیچ میدانی ؟

    تا تو در آغـوش من گل نکنی‌

    این بهار ، بهار نمی‌‌شود . . .

    .

    .

    .

    سلام بر آنان که لایق سلامند / یک رنگ و یکدل و یک مرامند

    هم گلند هم گنجینه هم دوست / هرچه از وی تعریف کنی نیکوست . . .

    .

    .

    .

    دوبیتی های عاشقانه

    برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظ

    برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ

    تو را با من نمی خواهم که “ما” معنا کنم دیگر

    برو با یک “من” دیگر بمان “ما” شو، خداحافظ . . .

    ..

    برای دیدن اس ام اس ها برو به ادامه مطلب

    www.LOvetarin.org

    more مشاهده ی ادامه ی مطلب اس ام اس فروردین ۹۱
    قیصر امین پور - ارسال از :   
    موضوع : شعرهای امین پور
       تاریخ ارسال : فروردین ۶م, ۱۳۹۱ بدون نظر

    گزیده ای از اشعار قیصر امین پور

    www.LOvetarin.org

    قیصر امین پور

         آیینه ها دچار فراموشی اند

    و نام تو ورد کوچه خاموشی

    امشب تکلیف پنجره

    بی چشم های باز تو

    روشن نیست!

    زنده یاد قیصر امین پور

    گاه شمار زندگی و آثار قیصر امین ‏پور:

    ۱۳۳۸ -  تولد در گتوند ‌خوزستان . دوم اردیبهشت
    ۴۴ – ۱۳۴۳ – تحصیل در مکتبخانه
    ۴۹-۱۳۴۵  تحصیلات ابتدایی در گتوند
    ۵۷-۱۳۵۰  تحصیلات دوره راهنمایی و دبیرستان در دزفول
    ۱۳۵۷- پذیرفته شدن در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران
    ۱۳۵۸- انصراف از رشته دامپزشکی و ورود به دانشگاه تهران ، همکاری در شکل گیری حوزه اندیشه و هنر اسلامی
    ۷۱-۱۳۶۰  دبیری شعر هفته‏نامه سروش
    ۶۲-۱۳۶۰  تدریس در مدرسه راهنمایی
    ۱۳۶۳  انتشار کتابهای تنفس صبح و در کوچه آفتاب
    ۱۳۶۳  تغییر رشته به ادبیات فارسی دانشگاه تهران
    ۱۳۶۵  انتشار طوفان در پرانتز ( نثر ادبی ) و منظومه ظهر روز دهم ( برای نوجوانان )
    ۱۳۶۶- بیرون آمدن از حوزه هنری ، آغاز دوره کارشناسی ارشد ادبیات
    ۱۳۶۷  سردبیری ماهنامه ادبی  هنری سروش نوجوانان و آغاز تدریس در دانشگاه الزهرا
    ۱۳۶۸- انتشار مثل چشمه مثل رود ( برای نوجوانان ) ، جایزه نیما یوشیج ( مرغ آمین بلورین ) ، همکاری در تشکیل دفتر شعر جوان
    ۱۳۶۹  آغاز دوره دکترای ادبیات فارسی
    ۱۳۷۰  انتشار بی بال پریدن ( نثر ادبی برای نوجوانان ) ، آغاز تدریس در دانشگاه تهران ، انتشار گفتگو‏های بی گفت و گو
    ۱۳۷۲- انتشار آینه‏های ناگهان
    ۱۳۷۵- انتشار به قول پرستو ( برای نوجوانان)
    ۱۳۷۶- دفاع از رساله پایان‏نامه دکترا با عنوان سنت و نوآوری در شعر معاصر
    ۱۳۷۸- انتشار گزینه اشعار
    ۱۳۸۰- انتشار گلها همه آفتابگردانند
    ۱۳۸۲- برگزیده شدن به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی

    ۱۳۸۳-انتشار” سنت و نوآوری در شعر معاصر”
    ۱۳۸۵-انتشار “شعر کودکی”
    ۱۳۸۶-انتشار”دستور زبان عشق

    ..

    برای دیدن اشعار برو به ادامه مطلب

    www.LOvetarin.org

    more مشاهده ی ادامه ی مطلب قیصر امین پور
    حسین منزوی - ارسال از :   
    موضوع : شعرهای منزوی
       تاریخ ارسال : اسفند ۶م, ۱۳۹۰ یک نظر

    گلچین اشعار حسین منزوی

    www.LOvetarin.org

    www.LOvetarin.org

    غزل ۱۰۵

    چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی
    بلندمی پرم اما ، نه آن هوا که تویی
    تمام طول خط از نقطه ی که پر شده است
    از ابتدا که تویی تا به انتها که تویی
    ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه
    از او و ما که منم تا من و شما که تویی
    تویی جواب سوال قدیم بود و نبود
    چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا که تویی
    به عشق معنی پیچیده داده ای و به زن
    قدیم تازه و بی مرز بسته تا که تویی
    به رغم خار مغیلان نه مرد نیم رهم
    از این سغر همه پایان آن خوشا که تویی
    جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا
    کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویی
    نهادم آینه ای پیش روی آینه ات
    جهان پر از تو و من شد پر از خدا که تویی
    تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده ای
    نوشته ها که تویی نانوشته ها که تویی

    ..

    مرا ندیده بکیرید و بگذرید از من
    که جز ملال نصیبی نمیبرید از من
    زمین سوخته ام نا امید و بی برکت
    که جز مراتع نفرت نمی چرید از من
    عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
    در انتظار نفس های دیگرید از من
    خزان به قیمت جان جار می زنید اما
    بهار را به پشیزی نمی خرید از من
    شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
    عجیب نیست کز اینسان مکدرید از من
    نه در تبری من نیز بیم رسوایی است
    به لب مباد که نامی بیاورید از من
    اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
    چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من
    چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست ؟
    شما که قاصد صد شانه بر سریداز ممن
    برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
    شما که با غم من آشناترید از من
    ..
    www.LOvetarin.org

    برای دیدن اشعار برو به ادامه مطلب

    more مشاهده ی ادامه ی مطلب حسین منزوی
    موضوع : شعرهای انوری
       تاریخ ارسال : بهمن ۲۲م, ۱۳۹۰ بدون نظر

    گزیده‌ای از غزلیات انوری ابیوردی

    www.LOvetarin.org

    شعر
    بیا ای جان

    بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
    چو ما را یک نفس باشد نباشی یک نفس ما را
    ز عشقت گرچه با دردیم و در هجرانت اندر غم
    ز عشق تو نه بس باشد ز هجران تو، بس ما را
    کم از یک دم زدن ما را اگر در دیده خواب آید
    غم عشقت بجنباند به گوش اندر جرس ما را
    لبت چون چشمه‌ی نوش است و ما اندر هوس مانده
    که بر وصل لبت یک روز باشد دسترس ما را
    به آب چشمه‌ی حیوان حیاتی انوری را ده
    که اندر آتش عشقت بکشتی زین هوس ما را
    ..

    جرمی ندارم بیش از این

    جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
    ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا
    زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
    جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا
    رخ گر به خون شویم همی، آب از جگر جویم همی
    در حال خود گویم همی، یادی بود کارم ترا
    آب رخان من مبر، دل رفت و جان را درنگر
    تیمار کار من بخور، کز جان خریدارم ترا
    هان ای صنم خواری مکن، ما را فرازاری مکن
    آبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارم ترا
    جانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانم زدی
    هرگز نگویی انوری، روزی وفادارم ترا

    ..
    ای کرده خجل

    ای کرده خجل بتان چین را
    بازار شکسته حور عین را
    بنشانده پیاده ماه گردون
    برخاسته فتنه‌ی زمین را
    مگذار مرا به ناز اگر چند
    خوب آید ناز نازنین را
    منمای همه جفا گه مهر
    چیزی بگذار روز کین را
    دلداران بیش از این ندارند
    با درد قرین چو من قرین را
    هم یاد کنند گه گه آخر
    خدمتگاران اولین را
    ای گم شده مه ز عکس رویت
    در کوی تو لعبتان چین را
    این از تو مرا بدیع ننمود
    من روز همی شمردم این را
    سیری نکند مرا ز جورت
    چونان که ز جود مجد دین را
    ..

    گر باز دگرباره ببینم

    گر باز دگرباره ببینم مگر اورا
    دارم ز سر شادی بر فرق سر او را
    با من چو سخن گوید جز تلخ نگوید
    تلخ از چه سبب گوید چندین شکر او را
    سوگند خورم من به خدا و به سر او
    کاندر دو جهان دوست ندارم مگر او را
    چندان که رسانید بلاها به سر من
    یارب مرسان هیچ بلایی به سر او را
    هر شب ز بر شام همی تا به سحرگه
    رخساره کنم سرخ ز خون جگر او را

    ..

    www.LOvetarin.org

    برای دیدن اشعار برو به ادامه مطلب

    more مشاهده ی ادامه ی مطلب غزلیات انوری ابیوردی
    صفحه 1 از 512345